خانهکلک آزادگانصنعت نشرآفرینندگانشیوه‌نامهفروشگاهبیش تر

خبـرنامه

 

سخنی با شما

 

مسابقۀ فرهنگی

وقت به خیر، خوش آمدیدفهرست دلخواه                سبد خرید شما خالی ست                 خریدهای گذشتهشنبه 10 آبان 1393
  سال ۹۳  سال ۹۲  سال ۹۱  سال ۹۰  سال ۸۹  سال ۸۸  سال ۸۷  سال ۸۶
تاریخ آخرین به روز رسانی: 1390.9.8                                                                                                                                                                                                                                    کاربر گرامی، به دلیل تغییراتی که در شیوۀ پرداخت آنلاین از طرف بانک‌های طرف قرارداد اعمال شده است، در حال حاضر امکان خرید از سایت وجود ندارد.
  خبرنامهAdd To Favorite List چاپ برگشت به صفحه قبل


خانم دلوی، خانم وولف و خانم طاهری



رتبۀ این عنوان:  در مجموع 22 راي

آمار بازديد: 1448 نفر

 
چهارمین ترجمۀ فارسی از خانم دلوی اثر ویرجینیا وولف
بعضی آثار ادبیات داستانی در ایران سرنوشت عجیبی دارند؛ یا اصلاً کسی سال تا سال سراغشان نمی‌رود و فقط وقتی در بارۀ نویسنده‌هایشان صحبت می‌شود، از این آثار هم نامی به میان می‌آید یا درست برعکس، آثاری که در طول زمان یا همزمان، چندین مترجم می‌روند سراغشان وآنها را ترجمه می‌کنند.
طبیعی‌ست که در روند چند‌ترجمه‌ای نمی‌شود علاقۀ مترجم را به اثر نادیده گرفت. حتی ممکن است اثر شانس آورده باشد و مترجمی قابل آن را ترجمه کرده باشد، اما مترجم دیگری بخواهد آن را دوباره ترجمه کند.
در این صورت مترجم بعدی بهتر است چیزی برای ارائۀ بیش‌تر داشته باشد، مثلاً فارسی بهتر یا دست‌کم توضیحاتی برای درک بهتر اثر.
خانم دلوی ویرجینیا وولف سرنوشت دستۀ دوم را در میان آثار ترجمه‌شدۀ ادبی در ایران دارد. یعنی در طول زمان چندین مترجم به سراغ آن رفته‌اند. البته جز پرویز داریوش که چند دهه پیش رمان را ترجمه کرده است، سه ترجمۀ مهدی غبرایی، خجسته کیهان و فرزانه طاهری از رمان خانم دلوی در همین چند سال گذشته وارد بازار کتاب ایران شده‌اند.
خانم دلوی ترجمۀ فرزانه طاهری را انتشارات نیلوفر منتشر کرده است. طاهری شاید چندان مترجم پرکاری نباشد؛ از آن دسته مترجم‌هایی که سالی یکی - دو کتاب ترجمه کنند، اما به‌شدت در انتخاب آثاری که ترجمه می‌کند وسواس دارد و معمولاً کتاب‌هایی که ترجمه می‌کند، به ‌سرعت جای خودشان را میان مخاطبان باز می‌کنند - چه کتاب‌هایی مانند «درس‌هایی از ادبیات روس» که نمونه‌ای از نقد نو به شمار می‌آید و چه رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌هایی مثل «کلیسای جامع» نوشتۀ ریموند کارور.
خانم طاهری سه سال برای ترجمه رمان وقت گذاشته است و جز خود رمان، دو پیش‌گفتار از دو چاپ مختلف، پیش‌گفتاری از ویرجینیا وولف، زندگی‌نامۀ وولف از زبان فرانک کرمود، گزیدۀ کتاب‌شناسی و چند مطلب دیگر را هم ترجمه و به کتاب افزوده است که در بهترین حالت، درک نسبتاً جامعی برای خواننده از رمان فراهم می‌کند.
خانم دلوی داستان یک روز از زندگی کلاریسا دلوی در روزی تابستانی از ماه ژوئن در شهر لندن است. کلاریسا مهمانی بزرگی برای شب ترتیب داده و حالا برای خرید گل از خانه بیرون آمده است.
داستان در آن روز تابستان سال ۱۹۲۳ می‌گذرد، در حالی که آدم‌ها در خیابان‌ها برای خودشان سرخوش‌ هستند و از جنگ جهانی اول تنها خاطره‌ای در ذهن آدم‌ها باقی مانده است.
در واقع، رمان هم داستان همان چیزهایی‌ست که در اذهان آدم‌ها می‌گذرد.
کلاریسا حین گردش، یکی از دوستان پیشین خود را می‌بیند که از هند برگشته و دیدار دوبارۀ او کلاریسا را به این فکر می‌اندازد که آیا در انتخاب همسر اشتباه نکرده است؟ همسری که سرش به قرارها و جلسات خودش گرم است و وقت ندارد با او غذا بخورد و همین طور دخترش الیزابت که دنبال ماجراجویی‌های خودش است و او مجبور است برای خودش بگردد و ترتیب کارهایش را به تنهایی بدهد.
خانم دلوی در واقع داستان چالش‌های شخصی آدم‌ها با خودشان است. این که گذشته‌هایشان را مرور می‌کنند و خودشان را برای اتفاق‌های پیش آمده و نیامده سرزنش می‌کنند.
مهمانی خانم دلوی با موفقیت برگزار می‌شود، نخست‌وزیر هم از راه می‌رسد و چه افتخاری از این بالاتر! اما در میانۀ مهمانی، دکتر بردشاو خبر می‌دهد که یکی از بیمارانش خودکشی کرده؛ بیماری که در جنگ حضور داشته، شاهد مرگ یکی از دوستانش بوده و همۀ سال‌های بعد از جنگ را با خاطرۀ این مرگ گذرانده است.
خبر خودکشی از زبان دکتر بردشاو کلاریسا را خشمگین می‌کند: «مرگ وسط مهمانی من سرک کشیده!» فکر می‌کند آنها قصد برهم زدن مهمانی را دارند، اما بعد، این خودکشی تا اعماق وجودش را تکان می‌دهد.
«مرگ، نافرمانی بود. مرگ، تلاشی برای ارتباط بود. آدم‌ها که احساس می‌کردند رسیدن به مرکز که به‌شکلی اسرارآمیز از چنگشان می‌گریخت، محال است. نزدیکی مایۀ دوری می‌شد، شور و جذبه رنگ می‌باخت، آدم تنها بود. وصال در مرگ بود.»
ویرجینیا وولف نه تنها در زمان خودش بلکه در این زمان نیز جزو بحث‌برانگیزترین زنان و نویسندگان دنیا بوده و هست.
وولف در کودکی به مدرسه نرفت. خودش می‌گوید هیچ شانسی نداشته که با بچه‌های دیگر همبازی شود، قهر و آشتی کند، فحش بدهد، حسودی کند. تنها کاری که می‌کرده، این بوده است که وسط کتاب‌های پدرش بچرخد.
اتفاقاتی که در دوره کودکی و نوجوانی برای وولف افتاد، باعث شد چندین بار دچار افسردگی‌های حاد و فروپاشی‌های عصبی شود. برادر ناتنی ‌ویرجینیا از او سوء استفاده می‌کرد و وولف خاطرات غمباری از آن روزها دارد.
مادرش در نوجوانی ویرجینیا می‌میرد و خواهر ناتنی‌اش جای او را می‌گیرد که او هم دو سال بعد از دنیا می‌رود. پدرش در اثر سرطان معده فوت می‌کند و یکی - دو سال بعد هم برادر تنی‌اش.
ویرجینیا می‌ماند و خواهری به اسم ونِسا که رد پایش را در بسیاری از آثار وولف می‌توان دید.
همۀ این خاطرات غمبار و افسردگی‌های حاصل از آن، بعدها نقشی کلیدی در زندگی خصوصی و حرفه‌ای ویرجینیا بازی می‌کنند. هم نقاط قوت کارهایش را تشکیل می‌دهند و هم تبدیل می‌شوند به پاشنۀ آشیل خودش، زندگی‌اش و کارهایش.
بسیاری از نکاتی که وولف در آثارش به چالش کشیده است، از جمله زن، فلسفۀ زندگی، تنهایی آدم‌ها، مرگ، افسردگی و پوچی باعث شده منتقدان فراوانی وولف را زنی برج عاج‌نشین و به‌قولی مرفه بی‌درد بدانند که قدر و قیمت زندگی، روابط و جامعه‌ای را در آن زندگی می‌کرد، ندانست و بعد هم با خودکشی کردنش به همۀ دنیا دهن‌کجی کرد.
اما یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای وولف در مقام نویسنده این بود: در زمانه‌ای که مردان حرف غالب را در ادبیات می‌زدند، وولف توانست جایی برای بیان تجربه‌های زنانه پیدا کند و حتی نویسنده‌های مرد را به سطحی‌نگری در بازنویسی واقعیت متهم کند. از دنیای زنان و داشتن حریمی خصوصی برای زنان حرف بزند و یکسر دنیای مردانه را در رویارویی با زنان به چالش بکشد.
«هیچ توجه کرده‌اید در طول سال چند کتاب در بارۀ زنان نوشته می‌شود؟ هیچ توجه کرده‌اید چند تا از این کتاب‌ها را مردان نوشته‌اند؟ از این خبر دارید که احتمالاً شما زن‌ها قابل‌بحث‌ترین موجودات عالم هستید؟»
خانم دلوی/ ویرجینیا وولف/ ترجمۀ فرزانه طاهری/انتشارات نیلوفر/ چاپ اول- ۱۳۸۸/ قیمت: ۸۵۰۰ تومان
 
 



  
دارای امتیاز از 22 رأی
(عدد بالاتر برای عنوان بهتر)

پورتال جامع گردشگری ایران

خانهکلک آزادگانصنعت نشرآفرینندگانشیوه‌نامهفروشگاهبیش تر

خبـرنامه

 

سخنی با شما

 

مسابقۀ فرهنگی

همكاران | ارتباط با ما | تبليغات با ما | همراهان
تمامی حقوق برای کلک آزادگان محفوظ است.