فران لیبوویتز

۱۳۲۹/۸/۵

فران لیبوویتز
فرانسیس آن لیبوویتز (Frances Ann Lebowitz) نویسندهٔ آمریکایی، سخنران و گاهی بازیگر، در ۲۷ اکتبر ۱۹۵۰ میلادی در موریس‌تاون نیوجرسی متولد شد. فران از کودکی به مطالعه علاقه داشت، تا جایی که در کلاس درس به طور مخفیانه کتاب می‌خواند و از انجام تکلیف‌های خود غافل می‌شد. لیبوویتز در کل دانش‌آموز ضعیفی بود، به ویژه در جبر که شش بار در آن مردود شد و این درس را «نخستین چیزی که به من عرضه کردند و من به هیچ شکل نمی‌توانستم بفهمم و علاقه‌ای به درک آن نداشتم» نامیده است. نمرات فران به حدی ضعیف بود که والدینش او را در مدرسۀ ویلسون ثبت نام کردند؛ یک مدرسۀ اسقفی خصوصی دخترانه در مانتین لیکس، جایی که نمراتش اندکی بهبود یافت، اما او در پیروی از قوانین مشکل دچار مشکل بود. در نهایت به دلیل «تندخویی نامشخص» از آن مدرسه اخراج شد. لیبوویتز پس از آن که از دبیرستان هم اخراج شد، گواهینامۀ معادل دبیرستان خود را دریافت کرد. هنگامی که او هجده‌ساله بود، والدینش او را برای زندگی به خانۀ عمه‌اش در پوگکیپسی فرستادند. فران شش ماه در آنجا ماند و سپس در سال ۱۹۶۹ به شهر نیو یورک نقل مکان کرد. پدرش موافقت کرد که هزینۀ دو ماه اول اقامتش در شهر را بپردازد، مشروط بر اینکه او در هتل مخصوص زنان مارتا واشنگتن زندگی کند. سپس با دوستانش در آپارتمان‌های نیویورک و خوابگاه‌های کالج بوستون ماند و با نوشتن مقاله برای دانشجویان گذران زندگی کرد. در بیست‌سالگی آپارتمانی در وست ویلج اجاره کرد و برای تأمین هزینه‌های خود، به عنوان نظافتچی، رانندهٔ خصوصی، راننده تاکسی و نویسنده کار می‌کرد. در سال ۱۹۷۸ نخستین کتاب او به نام «زندگی شهری» که مجموعه‌ای از مقالات کمدی بود، منتشر شد. او اغلب پدیده‌هایی را که به نظرش آزاردهنده یا ناامیدکننده می‌آمد، با لحنی خشک و طعنه‌آمیز شرح می‌داد. پس از انتشار نخستین کتابش، فران لیبوویتز به یک چهرهٔ مشهور محلی تبدیل شد. فران با تفسیرهای اجتماعی غم‌انگیزش در بارهٔ زندگی آمریکایی و ارتباطش با بسیاری از چهره‌های برجستۀ دهه‌های 1970 و 1980 صحنۀ هنر نیو یورک، از جمله اندی وارهول، مارتین اسکورسیزی، جروم رابینز، رابرت مپلتورپ، دیوید واژناروویچ و کندی دارلینگ شناخته شده است. نیویورک تایمز او را «دوروتی پارکر امروزی» نامیده است. لیبوویتز از طریق حضورهای عمومی خود به مخاطبان وسیع‌تری دست یافت. او به خاطر کنایه‌های هوشمندانه و طنز مشاهده‌ای خود در زمینه‌های مختلف، از جمله شهر نیویورک، اصیل‌سازی، هنر، ادبیات و سیاست مشهور است. فران معمولاً کت و شلوار مردانه، پیراهن‌های سفید، چکمه‌های کابویی، شلوار جین و عینک‌های خاص می‌پوشد. فران لیبوویتز اغلب از تاکسی گران‌بهایش که به رنگ خاکستری مرواریدی مدل سال 1979 است - تنها ماشینی که تا به حال داشته - صحبت می‌کند. او این ماشین مورد علاقۀ خود را به عنوان «تنها رابطۀ تک‌همسری که تا به حال در زندگی‌ام داشته‌ام» توصیف می‌کند. در سپتامبر 2007، لیبوویتز به عنوان یکی از شیک‌ترین زنان سال در شصت و هشتمین فهرست بهترین لباس‌های بین‌المللی ونیتی فیر (Vanity Fair) انتخاب شد. او همچنین به‌خاطر مجموعه کتاب‌های پرشمارش، در مجموع 10000 جلد و امتناع از استفاده از بسیاری از فناوری‌ها، از جمله تلفن‌های همراه و رایانه، شهرت دارد. لیبوویتز یک سیگاری حرفه‌ای و مدافع حقوق سیگاری‌هاست. فران از نوزده‌سالگی دیگر از مواد مخدر یا الکل استفاده نکرده است و به گفتۀ خودش دلیل این کار «رسیدن به ذخایر مادام‌العمر» هر دو در آن سن است.
147 بازدید