هاروکی موراکامی

۱۳۲۷/۱۰/۲۲

هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی (Haruki Murakami) داستان‌نویس، مقاله‌نویس و بازگردان نام‌آشنای ژاپنی در دوازدهمین روز از ماه ژانویۀ سال ۱۹۴۹ میلادی در کیوتوی ژاپن به دنیا آمد.پدر هاروکی فرزند یک کاهن بودایی و مادرش دختر یک بازرگان اوزاکایی بود. پدر و مادر موراکامی هر دو آموزگار زبان ژاپنی بودند. هاروکی از دوران کودکی بسیار تحت تأثیر فرهنگ غربی، به ویژه موسیقی و ادبیات غربی و روسی قرار گرفت. او با خواندن طیف گسترده‌ای از آثار نویسندگان اروپایی و آمریکایی، مانند فرانتس کافکا، گوستاو فلوبر، چارلز دیکنز، کرت وونگات، فئودور داستایوفسکی، ریچارد براتیگان و جک کرواک بزرگ شد. این پیشینه و آشنایی ادبی، موراکامی را از بیش‌تر نویسندگان ژاپنی متمایز می‌کند. هاروکی موراکامی در دانشگاه واسدای توکیو در رشتۀ نمایش تحصیل کرد و در آنجا با همسر خود یوکو آشنا شد. نخستین کار او در یک فروشگاه موسیقی بود. کمی پیش از پایان دوران تحصیل، موراکامی یک کافه و بار جاز به نام «پیتر کت» (Peter Cat) را در توکیو راه‌اندازی کرد و از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۱ با کمک همسرش به ادارﮤ آن پرداخت. موراکامی در رشتۀ ورزشی دوی ماراتن هم ورزشکاری باتجربه به شمار می‌آید. او دویدن را پس از سی و سه سالگی و در پی ساعت‌های بسیاری که پشت میز کارش به نوشتن می‌پرداخت، به عنوان راهی برای تندرستی آغاز کرد. در 23 ماه جون ۱۹۹۶، هاروکی نخستین اولتراماراتن خود را که یک مسابقۀ صد کیلومتری پیرامون دریاچۀ ساروما در هوکایدوی ژاپن بود، به پایان رساند. هاروکی موراکامی داستان‌نویسی را از بیست و نه سالگی آغاز کرد. او در این باره می‌گوید: «تا پیش از بیست و نه سالگی چیزی ننوشتم. من فقط یکی از میان مردم عادی بودم که یک کلوپ جاز را می‌گرداندم و هیچ نیافریده بودم.» نخستین رمان موراکامی با نام «بشنو که باد می‌خواند (۱۹۷۹)» در حالی که سرگرم تماشای بیسبال بود، به ذهنش الهام شد. هاروکی موراکامی لحظۀ پی بردن به توانایی نویسندگی خود را با عبارت «احساس گرم» توصیف می‌کند که هنوز می‌تواند آن را در قلبش حس کند. او همان شب نوشتن را آغاز کرد. موراکامی به مدت ده ماه پس از پایان کار در کافه، شب‌ها را به نوشتن نخستین رمان خود پرداخت. او پس از پایان کار کتاب، آن را به تنها مسابقۀ ادبی که در آن هنگام چنین اثری را می پذیرفت فرستاد. به این ترتیب نخستین اثر هاروکی موراکامی، نخستین جایزﮤ ادبی را برای او به همراه داشت. پس از موفقیت نخستین اثر موراکامی، شور و اشتیاق او به نوشتن اوج گرفت و توانست چندین کتاب پرفروش دیگر را به کارنامۀ خود بیفزاید. آوازﮤ هاروکی موراکامی در میان جوانان ژاپنی بالا گرفت و ناشران دیگر کشورها برای ترجمۀ آثار او از راه رسیدند. بیش‌تر آثار هاروکی موراکامی بر اساس سبک رمان سنتی ژاپنی از دریچۀ روایت اول‌شخص نوشته شده‌اند. او می‌گوید چون خانواده در ادبیات سنتی ژاپن نقش مهمی ایفا می‌کند، هر شخصیت اصلی که مستقل باشد، به مردی تبدیل می‌شود که آزادی و تنهایی را بر صمیمیت ارج می‌نهد. همچنین یکی دیگر از نقاط قوت نوشته‌های موراکامی، طنز منحصر به فرد اوست. در داستان «سوپرقورباغه توکیو را نجات می‌دهد»، قهرمان داستان با قورباغه‌ای دو متری رو به رو می‌شود که با یک فنجان چای در بارﮤ نابودی توکیو گفت و گو می‌کند. موراکامی کار خود را چنین شرح می‌دهد که شخصیت‌های داستانی او همان چیزی را که خودش در حین نوشتن تجربه می‌کند، از سر می‌گذرانند. هاروکی موراکامی روند نوشتن داستان را با فیلم مقایسه می‌کند: «این یکی از لذت‌های داستان‌نویسی‌ست؛ من فیلم خودم را فقط برای خودم می‌سازم.» رمان‌ها، مقاله‌ها و داستان‌های کوتاه هاروکی موراکامی در ژاپن و دنیا همواره از پرفروش‌ترین‌ها بوده‌اند. آثار او به پنجاه زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن‌ها در سراسر دنیا به فروش رسیده‌اند. موراکامی جایزه‌های ادبی بسیاری را برای آثارش دریافت کرده است که از میان آن‌ها می‌توان به جایزﮤ گونزو برای نویسندگان جدید، جایزﮤ جهانی فانتزی، جایزﮤ بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر، جایزﮤ فرانتس کافکا و جایزﮤ ادبی هانس کریستین اندرسن اشاره کرد. گزیدهٔ آثار: بشنو که باد می‌خواند (۱۹۷۹) پینبال ۱۹۷۳ (۱۹۸۰) کتابخانۀ عجیب (۱۹۸۳) کوتولۀ رقصان (۱۹۸۴) جنگل نروژی (۱۹۸۷) مرد یخی (۱۹۹۱) جنوب مرز، شمال خورشید (۱۹۹۲) تونی تاکیتانی (۱۹۹۶) مرد هفتم (۱۹۹۶) پرترﮤ جاز (۱۹۹۷) کافکا در ساحل (۲۰۰۲) پس از تاریکی (۲۰۰۴) روح‌های لگزینگتن (۲۰۱۰) مردان بدون زنان (۲۰۱۴)